صفحه شخصی پدرام اعظم پناه

تمامی مطالب این وبلاگ شخصی و متعلق به من و دوستانم میباشد.از عزیزان خواهشمندم دقت فرمایید که در این وبلاگ گشتم نبود نگرد نیست!


پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 24 تیر ماه سال 1387

ترم ۴

بالاخره امتحانای ترم چهار ما هم تموم شد! این ترم معدلم بالای ۱۷ میشه :دی

سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387

عروسک قشنگ من...

خاک بر سرت پدرامی !

ازت بدم میاد پست فطرت.

حالمو به هم میزنی عوضی.

تو امشب چه گهی خوردی بیشعور؟

نکبت برو بمیر که همه از دستت راحت بشند...

به خدا تقصیر من نبود، نمیخواستم اینجوری بشه.

سه شنبه 11 تیر ماه سال 1387

Para-Noir

I'd F**k you because you are famous 
I'd F**k you for your money
I'd F**k you to control you
I'd F**k you so someday I can have half of everything you own
I'd F**k you to F**k you over
I'd F**k you until I find someone better

 
Then F**k you in secret

 
I'd F**k you because I can't remember if I'd already F**ked you before
 
I'd F**k you out of boredom
I'd F**k you because I can't feel anything anyways
I'd F**k you to make the pain go away


F**k you because I loved you
F**k you for loving it, too
I don't need a reason to hate you the way I do
F**k you because I loved you
F**k you for loving it, too
I don't need a reason to hate you the way I do

Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do 


I'd F**k you so I could feel something instead of nothing at all
I'd F**k you because you are beautiful
I'd F**k you because you are my nigger
I'd F**k you because I am your whore
I'd F**k you because you are a whore
I'd F**k you for fun
I'd F**k you for fun
I'd F**k you because I can't
I'd F**k you so I have a place to stay
I'd F**k you so you will protect me


F**k you because I loved you
F**k you for loving it, too
I don't need a reason to hate you the way I do
F**k you because I loved you
F**k you for loving it, too
I don't need a reason to hate you the way I do


Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do


I don't need a reason to hate you the way I do


Hate you the way I do
Hate you the way I do

Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do
Hate you the way I do

جمعه 7 تیر ماه سال 1387

ماجرای یک دیپلمچی...

دیشب تا ساعت سه دستمون به عروسی و عروس کشون پسر عموم داوود بند بود.خلاصه من یکی که دیگه جنازم رسید خونه. گفتم فردا که جمعست میگیرم میخوابم تا ظهر.

 

من همیشه عادت دارم وقتی میخوابم گوشیمو خاموش میکنم که ملت در صدد تلافی شبهایی که از خواب بیدارشون کردم بر نیاند.اما دیشب از اونجایی که گوشیم شارژش تموم شده بود،زدمش تو شاژ و یادم رفت خاموشش کنم!

 

 در خواب نـــــاز بودم که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره. یه کم فحش و فصیحت دادم و گوشی رو برداشتم...

 مهدی کریمیان هم کلاسی کلاس زبانم بود. خبر داد تو آزمون جامع که یه ترم زود تر از وقت مقررش ثبت نام کرده بودیم قبول شدیم و من A گرفتم و اون B !

 

 

 وخلاصه به این ترتیب ما دیپلم زبان هم گرفتیم و یکی دیگه از پله های ترقی رو طی کشیدیم…

جمعه 31 خرداد ماه سال 1387

مینویسم به سلامتی مهندس مراوندی

تا اونجایی که من میدونم،هیچ موجود زنده ای تا ۲۴ تیر امتحان نداره به جز بچه های آی تی دانشگاه ما!

F u c k if i know

پنجشنبه 30 خرداد ماه سال 1387

یکی از روز های تابستان امسال.

میگم : اووف ، نوید که که پزونه. کولر رو بزن!

میگه : برق نیست!...

 

 ســــه ساعت بعد.

 

میگم : نوید خیلی گرممه ( آید به دستم!... ) ، من میرم یه دوش بگیرم.

میگه : آب رفت!...

 

 ســــــــه ساعت بعد.

 

میگم :  نوید برق اومد ، کولر رو بزن!

میگه : آب نیست!...

میگم : پس من میرم بخوابم.

میگه : نخواب ، میمیری!...

 

 ســــــــــــــــه ساعت بعد.

 

 میگه : آب اومد ، کولر رو بزنم؟

میگه :  پدرام؟

میگه :  اما دیگه هوا خنک شده!

میگه :  پــــــدرام؟ هـــــــــــــــــــــــــوووی پدرام؟

میگه :  پدرام؟

 میگه : پدرام پاشو! پـــــــــدرام! پدرام چشماتو وا کن . پدرام برق اومد! پدرام تورو خدا! آب اومد! پـــــــــدرام پـــــــــدرام پـــــــــدرام پـــــــــدرام پـــــــــدرام

Real eyes realize real lies that they say to us...

سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387

واسه Negi

بیا نگی ، تو ادامه مطلب چند تا از اسامی هستش. یه دونه کتاب هم دارم که اسامی خدایان یونان توش هست! اگه میخوای تا اونم برسونم به دستت؟ خواستی بهم بگو...


ادامه مطلب
دوشنبه 27 خرداد ماه سال 1387

شدلثمهدش تخمهث Hk[gdkh [,gd

خودم میدونم هیچ ربطی به آنجلینا جولی ( Angelina Jolie ) نداره...

جمعه 24 خرداد ماه سال 1387

خلقت!

Baking پودر
Baking نپودر
زیر گنبد کبود،غیز از خدا هیچ کس نبود!



به نام خداوند باحال که ناگهان زمین را آفرید و ماسوا را همچون اضافات در آن پراکنده ساخت تا تو بنگری و سرگیجه بگیری و به پنج شنبه شب ها ایمان بیاوری و خود را افزایش دهی! زان پس تو را روی دوپا ایستاند که از دیگر موجودات مجزا به نظر آیی! و تو میآیی! گویند سپس به تو پول داد که لباس بخری از هم نوع خود اگر بود که نبود. پس تو خود را با برگ پوشاندی و با کوبیده اطعام کردی و بالیدی چون دبه ی ییلاق. هان ای فرزند آدم ، تو را اینگونه خطاب میکنم باشد تا فکر کنی آدمی. پس ای فرزند آدم بدان و آگاه باش که تو اشرف مخلوقاتی و مشرف عالم و اگر چشم باز کنی می بینی و می لب و می گوش...



و این گونه شد که تو از خاک شدی ( إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ )۱ و نیروی بلقوه ی آسفالت شدن در تو نهاده شد و بار امانت مردانه و زنانه و بچه گانه فقط ۱۰۰۰ تومن بدوبدو بیا...

 

از شبنم عشق خاک آدم گل شد  ***  یک لمحه به زور این پدی عاقل شد

نار شیطان به ناگاه به دیوار زدند  ***  یک قطره در او پرید و پدرام چل شد


۱. من بشری از گل می آفرینم (صوره ی ص،آیه ی ۷۱ ).

شنبه 11 خرداد ماه سال 1387

علی پورقدیری

به قول امین تو کما ، اینقدر حرف زدیم که عادت نوشتن از سرمون پرید!

 

 

اینم علی ( وسطی ) دوست دوران راهنمایی پاناما که تقریباْ ۸ سال بود ندیده بودیمش و چند وقتی میشه که از ترونتو اومده! خیلی بچه گلیه...

توضیحات این پست در


ادامه مطلب
سه شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1387

ناک ناک ناک

دینگ دینگ دینگ.

ساعت گیج  زمونه میره جلو بدون اینکه ازت بپرسه برم یا نه! من اینجام. چرا از یه آدم متفکر مثل بقیه ی گوسفند ها نمیپرسی چرا؟

میخوام منم مثل دوستکم مغزم رو لخت کنم وبهش اجازه بدم گوشه ای از اتاق برای خودش بپلکه ، بخنده و سر من هم تهی از هر چیز...

عروسکم رو میخوام.

اونم من رو میخواد؟!...

دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387

۵۵ کلمه!

پسر با ناراحتی : میدونی ، به خدا میخواستم بت بگم که پدر من کارمند شهر داریه ، اما ...

دختر : عزیزم اصلاْ مهم نیست که پدرت رفته گره.

پسر با ناراحتی : نمیخواستن بهت دروغ بگم اما...

دختر : تورو خدا بیخیال دیگه ، اصلاْ فکر کردی پدر من چیکارست؟

پسر با خوشحالی : چیکارست؟

دختر : مهندس عمران!...

جمعه 20 اردیبهشت ماه سال 1387

گلزار شهدا

دیروز ممد رضا رو دیدم ( محمد رضا گلزار ).

 

داشتیم با احسان.ص تو مرداویج ماشین بازی میکردیم که سر برج مرداوج یه کاری واسمون پیش اومد. رفتیم سر برج دیدم ممد رضا هم اونجاست. ولی شیر مادرش حلالش :دی واقعاْ خوش تیپه کثافت.

 

به احسان گفتم خره خاک بر سرت! اگه اینو زائیدن ، من و تورو که ریدند...

چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387

Scotty doesn't know!

Ladies and Gentelmen let me announce the movies i have seen in this weekend so far.( i my self really dont know how many days do my week have :D )


any way they are : "vantage point" , "Hitman" , "Boat Trip" , "Euro Trip" and "Road Trip".the last tree movies was ( still are ) so cool and funny.in a way that i couldn't help laughing :D


and about "hitman" i can say WOW.although the content is about killing the president and its some how repetitive but you can not deny it's beauty.


"vantage point" which means ; location or position that provides a broad view , is about killing the president with dhooting like "Hitman" but where is it and where is that? :D ( in koja vo aan koja? )


i really didn't like that silly nonsensical Vantage point's Flash Backs at all.they made me so tired.


lets talk about Hot Chicks that are my type in the movies :

  • First of all , the girl with her tatu in her face in the movie "Hitman" ( i can't remember her name ).
  • Second Fiona in the movie "Euro Trip" whit her hot rocking style and her Some how lap dance moves.
  • Third girl is in the "boat trip" movie with the name "Inga" with her tall and great body and her big boobs in it :D

i have learned some slang or,i dont know, what ever --> if your not a Manc your a Wank :D let me explain that the word "WANK" is a british word which means "M a s t u r b a t e" or "M a s t u r b a t i o n" both! :-"

and at last,i really like the song in the movie "Euro Trip" that is about Scotty and her ex-girl friend Fiona.dont you want me to share it with you? :D so lets rock!


Scotty doesn't know that Fiona and me
Do it in my van every Sunday.
She tells him she's in church but she doesn't go
Still she's on her knees and Scotty doesn't know!

 

Oh Scotty doesn't know!
So Don't Tell Scotty!
Scotty doesn't know!
Scotty doesn't know!
So Don't Tell Scotty!

 

Fiona says she's out shopping,
But she's under me and I'm not stopping...

 

Because Scotty doesn't know!
Scotty doesn't know!
So don't tell Scotty!
Scotty doesn't know!

 

Don't tell Scotty!

 

I can't believe he's so trusting,
While I'm right behind you thrusting.
Fiona's got him on the phone,
And she's trying not to moan.
It's a three-way call and he knows nothing!

 

Scotty doesn't know!
So don't tell Scotty!
Scotty doesn't know!

We'll put on a show!
Everyone will go!
Scotty doesn't know!

 

The parkin lot
Why not? It's so cool when you're on top!
His front lawn in the snow
Life is so hard because Scotty doesn't know!

 

We did it on his birthday...

 

Scotty doesn't know!
Scotty doesn't know!
Scotty won't know!
Scotty doesn't know!
Scotty's gotta know!
Gotta tell Scotty!
Gotta tell him myself!
Scotty doesn't know!

 


Scotty doesn't know!
Scotty's gotta go

چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387

گنجیشکک اشی مشی...

گنجیشکک اشی مشی / لب بوم ما نشین / بارون میاد خیس میشی / ماشین میره روت /  پدرام میاد ازت عکس میگیره / میذاره تو وبلاگش / جلوی همه ضایع میشی / عکست پخش میشه زهره میشی...

 

 

 

این عکس رو امروز تو خیابون اردیبهشت گرفتم. با توجه به تجربه ای که از عکس گرفتن از گربه مرده داشتم ، به ممد حسین گفتم واسه جلوم که ماشین نره رو خودم...

سه شنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1387

تنهایی...

هر وقت احساس تنهایی کردی ، زانوهایت را در آغوش خودت جمع کن و با دستانت آن ها را به سمت خودت فشار بده!

 

حتماْ میگ**ی و می خندی و از تنهایی خود لذت خواهی برد.

Marilyn :D

پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387

Lucky Number S7evin (USA) poster title

I must confess that the movie "Lucky Number Slevin" was one of the best movies i have ever seen in my entire life.

 

another confession is left , and that's i have to see this mysterious and gang movie tow more times . first in english subtitile and then in persian,to figure that out completely.particulars!...

چهارشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1387

۱.۲.۳.

۱. چند شب پیش تو خواب یه روش خیلی خفن برای خفه کردن به ذهنم رسید.همون موقع بلند شدم و تو نت موبایلم نوشتمش که یادم نره :دی

 

روش به این صورت هستش :

 

یه نفر رو که میخوای زجر کشش کنی رو میندازی تو یه استخر با عمق حداقل 2 متر که روی سطح آب استخر به ارتفاع حداقل نیم متر کف هست.فقط در یه صورت طرف جون سالم به در میبره.اونم اینه که قدش حداقل 2.5 متر باشه...

 

۲. یه مشکل جالب و جدید در بعضی دختر ها هست که من زمستون امسال کشفش کردم اما تا الآن موقعیتش پیش نیومده بوده که بنویسمش. اونم اینه که :

 

بعضی از دختر خانم های تپل ، هنگام پوشیدن بوت و چکمه های بلند،به دلیل تپل بودن ساق پاهاشون،با زیپ بوت و یا چکمشون مشکل پیدا میکند و نمیتونند اونو تا ته بالا بکشند :دی برای همین از خریدن بوت ها و چکمه های خوشگل عاجزند...

 

۳.سوال باحالی که مهدی سر کلاس استاد علی محمدی مطرح کرد و همه رو به اندیشه فرو برد.

 

اگه مردی زنی بگیره که یک ششم مهریش بیشتر از دیه اش باشه،در این صورت اگه زمانی زنه خواست مهرش رو به اجرا بذاره به صرفه است که مرد، زن خود را بکشه و دیه اش رو بده. ( به جای مهریه! )

  • هنگام مرگ زن،یک ششم اموال زن به مرد ارث میرسد که مهریه هم جزوشه.
  • دیه ی یک زن خیلی که باشه 30 ملیونه :دی
سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387

تصمیم کبری :دی

i decide to wath a movie every night in english and even in english subtitile! i think it works :D

this week i watched "Ratatouille" , "1408" , "The italian job" and also "The heartbreak kid".

i have to say a special thanks to ashkan ( my dear classmate ) and also"albaloo" i think the name is true and i ment the store wich i take my movies from.

i like " the italian job " so much.it was a total package.
and i have learned sth in it -> "i wana propose a toast , to us" wich means that "mikhorim be salamatiye khodemoon :D"

i'm going to watch "Lucky Number" tonight :-" ( But the time that i'm writting this , i dont :D )
دوشنبه 26 فروردین ماه سال 1387

شل کن ، شل کن!

اصلاً انگار بدن سازی به ما نیومده! (...) هیکلم درد میکرد ، ک*ن درد هم بش اضافه شد.اونم هر دو طرف :دی

 

این دوتا رو روم به دیوار، تو شرتم پیدا کردم :دی


خیلی وقت بود آمپول نزده بودم! واساده منتظر بودم خانم دکتر مهربون آمپول رو بزنه.فکر کردم وایساده باید بزنه. شک داشتم شلوارم رو خودم بکشم پائین یا خودش میکشه...


دکتره یه کم عین این احمقا نگام کرد و گفت : چرا نمی خوابی پس؟


منم انگار نه انگار. خیلی ریلکس گرفتم خوابیدم و آروم آروم شلوارم رو دادم پائین. خانم دکتره بلافاصله گفت : "بسه دیگه، یه کم کافیه." یه مقدارشو دادم بالا و منتظر شدم.خانم دکتره یه کم سر و صدا کرد و نامرد ( فکر کنم ) تا تهش رو فرو کرد تو یه ور *** من! یه یک ربعی داشت آمپول میزد. (فکر کردم از *** من خوشش اومده و دلش نمیاد رهاش کنه! ) جای دشمنت خالی چنان دردی داشت که یا ابولفظل. گفتم : "دکتر چی کا می کنی؟ چرا تموم نمیشه؟" با یه حالت "خفه شو عزیزم" مانند ، گفت : "مادش درد داره باید آروم بزنم. شل کن! " خلاصه با هر جون کندنی بود بالاخره آمپول تموم شد و خانم دکتر از ما کشید بیرون.


با خوشحالی دستم رو به طرف شلوارم بردم و یه جوری که انگار مطمئنم پرسیدم : "خانم دکتر تموم شد دیگه؟"


خانم دکتر "بخواب بینیم" گونه جواد داد : "اون ورت رو شل کن ، یکی دیگه مونده عزیزم!"

<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>