صفحه شخصی پدرام اعظم پناه

تمامی مطالب این وبلاگ شخصی و متعلق به من و دوستانم میباشد.از عزیزان خواهشمندم دقت فرمایید که در این وبلاگ گشتم نبود نگرد نیست!


پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا!
اکشن,رزمی,ترسناک,تخیلی...!
هر فیلم فقط 190 تومان!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 27 خرداد ماه سال 1389

مادرم گاهی

این مامانه ما بعضی وقتا یه تیکه هایی میاد که رو شتر بذاری آفتاب بالانس میزنه...


مادرم گاهی ۱ :


یه شب جاتون خالی با رفاه و آسایش تمام تو د س ت ش و ی ی نشسته بودم که یه دفعه یکی زرتی چراغ رو خاموش کرد و ظلمات شد.


منم  که بی خبر از دنیای خارج فکر می کردم پیمانمونه، دادو بیدادم رفت هوا که : اون چراغو کی خاموش کرد؟ مگه نمیبینی تو د س ت ش و ی ی ا م؟ روشن کن چراغو...


بهو دیدم چراغ  روشن شد و مامانم گفت : خب حالا، نپره بیخ گلوت!...


مادرم گاهی ۲ :


یه روز تیپ زده بودم در حد کمپ های تیم ملی بندسلیگا و داشتم جلوی آئینه واسه خودم فیگور میگرفتم که یادم نیست واسه چی مامانم یهو اومد تو :


من نالان : وای مامان حالم بده...

مامانم نگران : ااا... چرا؟؟؟ چی شده؟؟؟

من با غرور : آخه دارم میمیرم از خوش تیپی...

مامانم با لبخند : پس ببین من چی میکشم!

من با پوزی کشیده جلوی آئینه : ...